واکسن 4 ماهگی
غزل جون دیروز{۱۷.۱۱.۸۹} قرار بود که برای تزریق واکسن ۴ ماهگي ببرمت بهداشت. صبح حدود ساعت ۹ زنگ زدم به مامانی گفتم که اگر میتونی بیا تا با هم بریم تا واکسن غزلو بزنیم اما از شانس بد مامانی وخاله نوبت چشم پزشکی داشتند وقرار شد که بعد از دکتر بیان تا بریم بهداشت بالاخره ساعت يازده و نيم مامانی با خاله اومدن و بردیمت بهداشت و واکسنتو زدیم خیلی دلشوره داشتیم. دیشب تا صبح تب داشتی و امروز هم کمی تب داشتی تا صبح بیدار بودم که خدایی نکرده تبت بالا نره الهی بمیرم جای واکسنت هم درد میکنه اما الان خیلی بهتری اگر خدا بخواهد. دیروزخانم دکتر وزنت کرد ۷ کیلو و ۲۰۰ گرم بودی.ماشالله به جونت &...
نویسنده :
مامان غزل
12:31


